ویک غزل ...

سلام ...این غزل را اخیرا نوشته ام ...منتظر نظرات دوستان عزیز هستم ...

 

دف دف زنان بیا به شبستان من برقص

هوهو کنان بچرخ و به ایوان من برقص

چون گردباد پای بکوب و به پای خیز

چرخان میان بهت بیابان من برقص

دست از میان باغچه ی من برآور و

نیلوفرانه بر لب ایوان من برقص

گیسو رها کن ای شب پیچیده زیر ماه

لختی ای آبشار پریشان من برقص

ای مستی همیشه به مینای  من بچرخ

ای تلخی مدام به فنجان من برقص

عریان شو ای جهنم ناب ای گناه محض

آتش بزن به خرمن ایمان من برقص

مرداد آتشین من اسفند دود کن

اردیبهشت وار به آبان من برقص

الوند من نشسته و خاموش تا به چند

برخیز ای غرور فروزان من برقص...

/ 1 نظر / 33 بازدید
فیروزه

خیلی زیبا بود بعد از مدتها یه شعر فنی خوندم.[لبخند]